من هنوز زنده ام

سلام

بزرگواری می گفت خبری از من ندارد. می گفت این روزنه دیر به دیر باز می شود و آنچه می تواند ارتباطم را با این دنیای مجازی نشان دهد ایمن روزها کمتر به چشم می خورد.

           

 

حق با شماست. یاد کلام سهراب می افتم: زندگی تجربه شب پره در تاریکی است. و زندگی سراشیبی تند و دلهره آوری است که روزی به مسیر بی انتهای ابدیت می پیوندد. این پنجره مجازی جرقه ای است برای اینکه مسیرها کوتاه شوند و بهانه ای است برای اینکه بگوییو و باورمان شود که انسانها در کنار هم هستند. اما کاش دلهای انسانها مسیری غیر از افقهای نگاهشان داشت. حسرت می خورم به زندگی تخته سنگها....... صدها هزار سال و شاید میلیونها سال در سنگ بودن خود غوطه ورند و چه فرق سنگی را که در بستر رودخانه ای باشد یا نشسته بر شانه های کوهی. اما من! این انسان آرزوهای محال در این پرانتز زندگی (که گاه به اندازه دمی است که فرو می رود و بیرون نمی آید) دنبال ابدیتم و اگر حتی به اندازه یک قرن سنگینی ام را بر زمین تحمیل کنم حدود انسان بودنم را از یاد می برم. کاش از تخته سنگها و حتی سنگ ریزه ها یاد می گرفتم.......

پس عزیز ارجمند تنها می توانم بگویم که : من هنوز زنده ام..... همین    

 

/ 5 نظر / 10 بازدید
امیر کریم زاد شریفی

سلام هوشنگ جان ... حضورت خرسند و شاداب ام کرد... یک بار به این دنیای خاکی می آییم و یک بار هم می رویم پس نباید روزهایمان تکراری باشد سعی می کنم دغدغه های زندگی اسیر روزمرگی ام نکنند... سرم به حاطر آغاز زندگی مشترک گرم است حتما به دیدارتان می آیم... یا حق

عسل

سلام بابا بزرگ. الهی فداتون بشم. خوشحالم از اینکه هنوز می نویسین.خیلی خوشم اومد. مخصوصا از مطلب پروازهای تهران قیامت که محشر بود .زنده باشید همیشه

مدیریت

سلام ا چطور مطور شده من خبر دار نشدم خوش باشی

ساناز

من هم هنوز زنده ام دوست قدیمی غروب که می شود دلم برای دیوانگی هایمان تنگ می شود غروب که می شود دلم برای محفل دوستی هایمان تنگ می شود همان لحظاتی که سرنوشت هرکداممان در شیرین کاری های شهروز به باد فراموشی سپرده می شد .