دوستی های بدون مرز

خداحافظ آقای لباس ویژه

اولین دیدارمان به حوالی سال ١٣٨٠ برمی گشت. وقتی برای مقاله ای تحت عنوان" معاد در مسیحیت" با او به گفتگو نشستم. باور نمی کردم که با این سن و سال عنوان"خلیفه کل" را با خود داشته باشد. پیراهن چهارخانه و شلواری ساده به تن داشت. وقتی فهمید که من خلیفه کل را فقط با لباس می شناسم لبخندی زد و گفت: همه همینطور فکر می کنند. البته منظورم همشهریان تبریزی مسلمان هستند.اغلب لباس ویژه به تن ندارم و من هم ماند شما لباس می پوشم.

تعجب می کرد از اینکه می دانستم متولد لبنان است. از امام موسی صدر به نیکی یاد می کرد و انقلاب دینی را انقلاب اسلامی ایران می دانست.

به زندگی با شهروندان ایرانی خشنود بود از اینکه همسایه های محله اهراب با او صمیمی بودند ابراز خشنودی می کرد. راستی تا یادم نرفته بنویسم که هنوز بوی عطرش را به خاطر دارم.

برای برنامه های مختلف چهار بار او را دیدم که خانم ریتا ظریف نیا هنرمند خوب تبریزی و آقای کارن سرکیسیان دوست بسیار مهربان زحمت زیادی کشیدند. یک بار هم با هماهنگی آقای موسوی رئیس اداره اقلیتهای دینی ارشاد به دیدنش رفتم. هر چند با زنده یاد یوریک زاخاریان کشیش کلیسای مریم مقدس و مربی ورزشی و هاکوپ کازار میکائیلیان(بارون سوسو) و چند همشهری دیگر ارمنی پیش از او آشنا بودم.

آقای نشان توپوزیان آرام و صبور بود و وقتی برای ترسیم تابلوی وحدت ملی با او صحبت می کردم از توجهی که به هنرمندان ارمنی می شد قدردانی می کرد.

می گفت: هنر تعالی انسانیت است و رنگ، قوم، زبان و دین همه در آن به نقطه واحد می رسند.

دیروز در خبرگزاری فارس خواندم : اسقف “نشان توپوزیان” خلیفه کل ارامنه آذربایجان در گذشت.

و از اینکه یک همشهری روحانی را از داده بودیم احساس تلخی داشتم.

کسی که  تنها ۴۴ بهار از عمرش گذشته بود و از ٢۵ سالگی به عنوان خلیفه کل ارامنه آذربایجان ساکن تبریز شده بود.

نه تنها روحانی که نویسنده و  از مبارزان علیه اشغالگری رژیم صهیونیستی محسوب می شد به طوریکه پدر و برادرانش توسط نیروهای صهیونیست در دره بقاع شهید شده بودند.

دو برادرش از دوستان سید حسن نصرالله و پدرش نیز از مبارزان آیت الله سید محمدباقر صدر محسوب می شدند.

عشق الهی،مرکز روحانی حوزه سیلیسی،تاریخ کتاب مقدس و کلیسای مرسلین ارامنه ،کلیسای طاطاوس مقدس - تعمیدگاه ایمان و از موضع حق طلبانه عنوان پنج کتابی هستند که از ایشان در فاصله سالهای ١٣٨۴ تا ١٣٨٨ چاپ و منتشر شده است.

برایش آرزوی رحمت و مغفرت می کنم.

/ 6 نظر / 80 بازدید
شهروز

سلام بابا بزرگ خوبی

حورال

سلام... چرا خبرم نكردين براي پست جديدتون؟؟[ناراحت] من به روزم... با چقدر انتظار و يه عاااااااااالمه دلتنگي.. منتظرتونم...

پری ناز

عکس خلیفه کل رو برای اولین بار تو کافی شاپ ایستگاه قهوه دیدم. با جمله ای که از خواهر کوچیکم اون روز شنیدم تصویر اون صحنه برای ابد تو ذهنم حک شد... غمم گرفت از اینکه صاحب اون خاطره خوب بینمون نیست...

پری ناز

عکس خلیفه کل رو برای اولین بار تو کافی شاپ ایستگاه قهوه دیدم. با جمله ای که از خواهر کوچیکم اون روز شنیدم تصویر اون صحنه برای ابد تو ذهنم حک شد... غمم گرفت از اینکه صاحب اون خاطره خوب بینمون نیست...

...

. . . روح "نشان توپوزیان" ارجمند و تمام کسانی که از ورای نام و دین و آیین برای وحدت و دوستی انسانها تلاش کردند، زنده و جاودان است ... روحشان شاد

...

. . . روز روابط عمومی و ارتباطات بر شما پیام آور عرصه آگاهی خجسته باد ...