/ 3 نظر / 22 بازدید
طاهرخاني

گفتم : بهار گفتي هيس س س واستخوانهاي يخزده ام رادرقعر چاه زمستان ريختي وگفتي: فصل بعدي پائيزست اما بهار كه آمد من سبز شدم وتوگفتي اين رستخيز سبز ، ربطي است به ابتداي زمستان! وباز گفتي تابهار پانصدوپنجاه وپنج روز باقي است آنگاه براي جنگل بيدار لالايي خواندي اما بنفشه هاي مغموم ومسموم نشدند وصنوبرها دست از نيايش بر نداشتند قسم به چلچله هايي كه مي رسند ازراه ، بهار درراه است. اما ... فصل بعدي پائيزست

سید رضا علوی

سلام بر سه گانه خوبید میدانی وقتی غزارئیل به ارش گفت امدم جانوالام چه گفت گفت این را قبل فروختیم به یک تکه از دامن عشق من صاحب مال نیستم

فرینوش

. . . خوانده بودم این شعر را .. این یاد را .. این یادواره را .. چه غریب است! نام آرش آزاد، حتی در نبودنش هم غم انگیز نیست لبخندی می نشاند روی لب آدم ... روحش شاد که یادش همیشه با شادی و نیکی همراه است